X
تبلیغات
جاغوری یک - شماره سی و نهم - ماهنامه پاتو
جاغوری یک
o پایگاه اطلاع رسانی جاغوری - گامی بسوی موفقیت های بیشتر
...
عکس پایگاه اطلاع رسانی جاغوری :
... ...
شماره سی و نهم - ماهنامه پاتو
موضوع: شنبه بیست و پنجم آذر 1391 11:38

صفحه - 2 ماهنامه پاتو فراتر از مرز جغرافيايي خاص

ميزان ترقي و انكشاف در جامعه وابسته به ميزان رشد فكري آن جامعه است.  جامعه اي را مي توان انكشاف يافته و مترقي قلمداد نمود كه در آن، فكر و انديشه رشد يافته و انكشاف نموده باشد. زيرا انكشاف فكري بنياد انكشاف اقتصادي، سياسي و فرهنگي است. جامعه اي بدون انكشاف فكري هيج وقت نمي تواند به انكشاف اقتصادي، سياسي و فرهنگي دست يابد.

 به همين لحاظ در جوامع و كشورهاي انكشاف يافته جهان امروز، بيشترين تلاش روي انكشاف فكري و ذهني مردمشان صورت مي گيرد. تا قدرت خلاقيت فكري و ذهني مردمش را بالا برده و آنانرا انسانهاي خلاق در عرصه هاي مختلف توليدي( فرهنگي ، علمي، صنعتي)  ببار آورند.

چون انكشاف فكري بايد در دوره ابتداييه و دوره آموزش صورت گيرد در قسمت آموزش اطفال در دوره هاي مختلف مكتب بيشترين هزينه مي شود تا اطفال درهمان دوره ي اول آموزش ، ذهن شان شكوفا شده و استعدادشان بارور گردد كه در آينده به عنوان انسانهاي مولد و خلاق در ميدانهاي علمي، فرهنگي، صنعتي تجلي و تبارز نمايند.

ما باورمنديم كه بدون به وجود آوردن زمينه براي تبارز استعدادهاي شاگردان ممكن آن استعداد، هيج وقت به فعليت نرسد و در اين رابطه فقط دست اندركاران عرصه آموزش مسؤلند و مديون. ناگفته پيداست. كه ميزان رشد و ترقي آموزش پرورش يك كشورهم وابسته به ميزان بازدهي آن است. نظام آموشي را مي توان نظام موفق و كامياب خواند كه شاگردان آن انكشاف ذهني يافته و قدرت خلاقيت آنها از قوه به فعليت رسيده باشد . يعني كه انسانها ذاتا داراي قدرت خلاقيت است. و نظام آموزشي رسالت دارد. تا آنرا به فعليت رساند. از اين رو ميزان بازدهي نظام آموزش معيار شناخت موفقيت و كاميابي آن است. به ميزان كه قدرت و استعداد شاگردان آن به فعليت رسيده و به ميزاني كه محصولات فكري و نوآوري هاي آن زيادتر باشد، فهميده مي شود كه نظام آموزش موفق تر بوده است.

 در همين راستاست كه « ماهنامه پاتو» پا به عرصه گزاشته است تا بتواند استعدادهاي را كه ممكن در تمام مكاتب براي قلم زني و نويسندگي وجود داشته باشد بيدار نموده و به فعليت برساند. ما باورمنديم كه بدون به وجود آوردن زمينه براي تبارز استعدادهاي شاگردان ممكن آن استعداد، هيج وقت به فعليت نرسد و در اين رابطه فقط دست اندركاران عرصه آموزش مسؤلند و مديون. « ماهنامه پاتو» فقط صفحه آزمايش استعداد و ميدان تمرين قلم زني براي شاگردان معارف است. و آنان ميتوانند از تمام نقاط جاغوري و فراتر از آن قلم بدست گرفته از همين امروز مقالات، شعر و داستانهايش را به ادرس هاي مشخص ماهنامه و مراكز پخش آن ارسال نمايند.

« پاتو» نام معيني است براي محدوده ي جغرافيايي مشخص در اين كره خاكي، اما وقتي زينت بخش پيشاني جريده قرار گرفته است به تجليگاه استعداد دانش آموزان تبديل شده و خود را از مرز جغرافيايي بيرون كشيده است. خوشحال مي گردد كه وسيله ي شود براي تبارز استعداد هاي تمام دانش آموزان گرامي ازتمام نقاط جاغوري عزيز و... و من الله التوفيق.   ماهنامه پاتو» فقط صفحه ي آزمايش استعداد      و ميدان تمرين قلم زني براي شاگردان معارف است. و آنان ميتوانند از تمام نقاط جاغوري و فراتر از آن قلم بدست گرفته از همين امروز مقالات، شعر و داستانهايش را به ادرس هاي مشخص ماهنامه و مراكز پخش آن ارسال نمايند.

صفحه  -3  نـگاهي بـر وضـعيت فـرهـنگی ولایـت غـزنـی

ولایت غزنی یکی از مناطق باستانی  کشورما می با شد و از نگاه فرهنگ و ادبیات یکی از مراکز مهم وطن بوده که از سالیان دراز تا امروز از فرهنگ اصیل وپر غنای علمی و ادبی برخوردار است. در طی دوران های تاریخ صدها شاعر ، نویسنده ، پژوهشگر  ، هنرمند، عالم و قهرمان در ان  میزیسته که  در غنامندی فرهنگ و افتخارات ملی افغانستان عزیز نقش سترگی بازی نموده اند. وضع فرهنگ وژورنالیزم غزنه در محراق زمان به خصوص نیمه دوم قرن بیستم از ویژه گی های خاصی بر خوردار است.

 این سرزمین از لحاظ  فرهنگی به مثابه  یکی از ستاره گان فروزان است که در آسمان علم و فرهنگ وطن جا  دارد . احیای مجدد ژرنالیزم و نویسندگی در خطه کهن غزنی از نخستین تاسیس مطبوعات و روز نامه سنایی آغاز میگردد که به مثابه یک رنسانس  محلی تحولات علمی و ادبی در قبال داشت. با ایجاد مطبوعات اکثر شعرا و نویسندگان از انزوای فرهنگی بیرون گردیده استعداد افکار و ایدالهای خویش را جهت بلند بردن آگاهی بخرچ دادند. پیش آهنگ این اصلاحات فرهنگی تاسیس روزنامه سنایی و مطبوعات رسمی بود که در سال 1331 خورشیدی 18 اسد روزنامه سنایی در زادگاه حضرت سنایی به مدیریت محمد ابراهیم "ثابت" به نشرات آغاز نمود و دفتر روزنامه در دهلیز شمال شفاخانه ملکی قرار داشت . بعد مدیر مسوول این روزنامه را تا سال 1340 مرحوم غلام غوث عالمی  غزنوی ، مرحوم استاد غلام جیلانی " جلالی" ، فدا محمد " صارم" ، عنایت الله " رشید "  به عهده داشتند و در جریان این دهه برای بهتر شدن روزنامه مساعی زیادی را به خرچ میدادند.

 با تاسیس این روز نامه که از طرف دولت وقت به شکل رسمی اغاز یافت نخستین مرتبه قلم به دستان این دیار با سرایش اشعار و مقالات علمی صفحات روز نامه سنایی را رنگین و دلچسب ساخته بودند. این روزنامه سیر صعودی را پیمود و بر تعداد همکاران آن افزوده شد. دردهه 1340 خورشیدی مدیر مسوول روزنامه سنایی را آغای محمد جان کا مران ، نور محمد "پوینده" آغای "حیا" ساعی و عبدالاحد ستاک سروری بدوش داشتند و بر تعداد علاقه مندان و همکاران قلمی این روزنامه  افزوده شد از دهه 1340 خورشیدی تا 1356 خورشیدی وضع فرهنگی به معیار عالی قرار داشت ، مشاعره ها و نشست های ادبی بین شاعران این ولایت صورت میگرفت و در همه زمینه ها مقالات علمی و اشعار می نوشتند ، جوانان با علاقه مندی قابل وصف درین راستا گام های مثبت را بر داشتند.

 بعد از سال 1357 خورشیدی خصوصا کودتای ثور شرایط فرهنگی وژورنالیزم در شهر غزنی به رکود مواجه گردید و کمتر مقالات و اشعار نشر میگردید.  در اخبار سنایی تبلیغات دولت وقت اهداف و فعالیت خویش را آغاز کرد . صفحات آن مملو از اخبارحزبی- دولتی بود. در سال 1365 خورشیدی بار دیگر روزنامه سنایی به نشر مقالات و فعالیت های فرهنگی و ادبی پرداخت. همان بود که در سال 1368 خورشیدی انجمن فرهنگی ولایت غزنی به ریاست الحاج نیاز محمد "خوشه" و غلام جیلانی شارق به حیث منشی انجمن و تعدادی از فرهنگیان این ولایت تاسیس گردید. انجمن مرکزی حکیم سنایی در شهر کابل قرار داشت. انجمن حکیم سنایی غزنی حیثیت انجمن شورای ولایتی را داشت و جلسات انجمن هر پانزده روز دایر میگردید و یک سلسله مقالات و اشعار از طرف اعضای انجمن سرایش میگردید .

صفحه - 4  از سالهای 1371 و 1380 خورشیدی و ضع فرهنگی تغییر نموده و فعالیت های فرهنگی دراین ولایت چندان احساس نمی شد. روز نامه سنایی به جریده تبدیل گردید و انجمن فرهنگی بنام بود. در آغاز سال 1381 خورشیدی بعد از تشکیل اداره موقت افغانستان و باز سازی در همه عرصه های  کشور به خصوص امور فرهنگی این ولایت رونما گردید . و ریاست اطلاعات و فرهنگ جریده سنایی بار دیگر به نشرات آغاز نمود و چندین کانون فرهنگی در مرکز شهر غزنی از ملیت های مختلف به فعالیت های علمی و فرهنگی پرداختند . بعد این مجله بنابر مشکلات اقتصادی و عوامل درونی بعد از 9 شماره از فعالیت باز ماند . فعلآ دست اندرکاران آن در چهار چوب انجمن حکیم سنایی کار های  فرهنگی خویش را به پیش میبرند .

در پهلوی آن انجمن دیگر بنام کانون فرهنگی عروس البلاد غزنه ایجاد شد اما فعالیت های انجمن سنایی به  پیش میرود.  در سال 1383 انجمن فرهنگی استاد غلام جیلانی " جلالی " در غزنه باستان تاسیس گردید در ولایت غزنی نشر اخبار و نشرات فرهنگی از طرف کانونهای فرهنگی این ولایت به راه افتاده که عبارت است از:

 1 - جریده سنایی به سردبیری اسد الله "جلالزی" از طرف اطلاعات فرهنگ نشر میگردد.  2 . مجله نیستان که قبلا تا 9 شماره نشرات داشت و فعلا غیر فعال است از طرف انجمن سنایی نشر میشد. 3. جریده زمزمه از طرف انجمن استاد غلام جیلانی به سردبیری محمد عارف روان " رسولی" و مسوولیت مدیر حفیظ ا لله صمیم . 4. هفته نامه ندای غزنی به مدیر مسوول ممتاز " حیدری" و سر دبیر عبیدالله " صاعد" در مورد غنامندی فرهنگ گذشته و معاصر و اخبار رو رویداد های داخلی و خارجی نشرات دارد. 5. جریده مهر از طرف مجمع فرهنگ مهر که موسس آن محمد انور جاوید و مدیر مسوول آن نصرالله " سعادت" میباشد. 6. مجله لونگ به زبان پشتو به امتیاز محمد یونس برهانی در 48 صفحه دارای سایت انترنیتی حاوی مطالب اجتماعی و فرهنگی میباشد. 7. هفته نامه حیات نوین از مجمع فرهنگی حیات نوین مدیر مسوول ان محمد یاسین "رهیاب" و سر دبیری لطیف " عالمی" در ولسوالی جاغوری میباشد.

 این کانونهای فرهنگی غزنه بازتاب دهنده فرهنگ با ارزش ااین سرزمین در طیف های روزگار و ارجگزاری از ارزش های ملی و فرهنگی و بلند بردن معلومات و شناخت چهره علمی ، هنری  و ادبی این مرزبوم از گمنامی و آگاهی از تاریخ گذشته افغانستان میباشد. ولایت غزنی در محیط جغرافیای خویش اقوام مختلف تاجک ، پشتون و هزاره و سایر اقوام باشنده این سرزمین را جاداده و مردم  باکمال دوستی ، وحدت ملی و روابط با همی زندگی مینمایند.

در آگاهی عامه در زمینه فرهنگ و ادب و هنر تلاش های پیگیر بخرچ داده بخاطر بهتر شدن وضع فرهنگی از هچگونه تلاش و کوشش دریغ نمی ورزند. در این ولایت تمام جوانان و فرهنگیان با علاقه مندی قابل وصف در کانونهای فرهنگی شهر رو آورده و هم در مجمع فرهنگی مکاتب فعالیت های را به راه انداخته اند که با نگارش مقالات علمی سرایش اشعار ، آموزش خطاطی و رسامی و دانش تکنالوژی مدرن یک اینده خوب  فرهنگی را در پیشرو دارند تا بتوانند زوایای تاریک فرهنگ و تاریخ گذشته را با فرهنگ جدید آمیزش دهند و همان نام بزرگ غزنه باستان را که زمانی عروس البلاد شهر ها و مرکز بزرگ شعرا ، علما ، عرفا و دوره درخشان در تاریخ ادبیات و فرهنگ افغانستان بود بار دیگر زنده سازند ، تا افتخارات گذشته و امروز به نسل های آینده باقی بماند .  ومن الله توفیق .   منبع: عزني شهر من.  صفحه 5 فقـر همـچون نـاتـوانـی‏هـای اسـاسی حسین سرامد

 اما فقر به چه معنا است؟

با نام فقر همه آشناییم و با معضلی به نام فقر اکثریت ما دست به گریبان. به این دلیل افغانستان را یک جامعه فقیر می شماریم. اما فقر به چه معنا است؟ آشکارترین و بدیهی ترین جلوه فقر همان فقر اقتصادی است که اشاره به ناتوانی های مالی در رفع نیازمندی‏های روزمره از قبیل معیشت روزمره دارد.  این معنای فقر در نگاه کلی حتا به عنوان معیاری برای سنجش فقر کشورها و جوامع شناخته می شود و معمولاً جامعه فقیر را با توجه به سطح درآمد آنان مشخص می کنند. یعنی هرگاه سطح درآمد افراد پایین باشد آن‏ها را فقیر می شمارند. این معنای فقر همان «فقر درامد» است.

اما آمارتیا سن اقتصاددان برجسته و برنده جایزه اقتصاد نوبل 1998 میلادی فقر را «جلوه ای از سلب توانمندی های اساسی» می داند که اساساً تنها به پایین بودن سطح درآمد و جنبه محض اقتصادی فقر اشاره ندارد، هرچند که با آن بی ارتباط هم نیست.  آمارتیا سن در حقیقت دو نوع فقر را از همدیگر تفکیک می کند: «فقر درآمد» و «فقر توانمندی». منظور از «فقر توانمندی» چیست؟ می دانیم که بزرگترین دغدغه انسان فقیر زندگی روزمره او است. تمام هم و غم او این است که چگونه می تواند امروز را به فردا برساند. انسان فقیر کمتر مجال می یابد که فراتر از خوراک و پوشاک، که نیازمندی های اولیه او است، فکر کند و تمام تلاش خود را نیز متمرکز می سازد بر رفع این نیازمندی ها. دست و پاگیری های زندگی روزمره برای او مجال آن را نمی گذارد که به مسایلی دیگر، که مرتبط به مسایل درازمدت تری همچون توسعه و آزادی می شود، بیاندیشد.

 بنابراین انسان فقیر هرچند در زمینه رفع نیازمندی های اولیه و روزمرّه خود ناتوان است زیرا از امکانات اقتصادی برای رفع آن نیازمندی ها بی بهره است. مهم تر از آن انسان فقیر در عرصه برنامه ریزی های درازمدت تر برای دستیابی به رشد، توسعه و آزادی های اساسی نیز ناتوان است. مثلاً انسان فقیر نمی تواند برای رشد سواد و دانایی یا آزادی های فردی و حقوق مدنی و سیاسی مایه بگذارد. این همان چیزی است که آمارتیا سن از آن به نام «فقر توانمندی های اساسی» یاد می کند. منظور از توانمندی های اساسی همان سواد و آگاهی عمومی، آزادی های فردی و فعالیت های سیاسی و مدنی است.

 اگر انسان فقیر نمی تواند در این زمینه ها مایه بگذارد و یا اقدام کند تنها به آن دلیل نیست که دیگران یا دولت و صاحبان قدرت جلو او را می گیرند، بلکه او خود توان و مجال پرداختن به این مسایل را ندارد. این ناتوانی باعث می شود که انسان فقیر نتواند خود را از زندان فقر نجات دهد، زیرا نجات از فقر مستلزم توانایی های اساسی مثل سواد و امکان سرمایه گزاری درازمدت می باشد که فقیران از آن بی بهره اند. وقتی وی امکان آن را نداشت که خود را با رشد سواد و آگاهی های تخصصی توانمند بسازد و یا برای فعالیت های اقتصادی سرمایه گذاری کند و یا حتا خود را از قید و بندهای استبداد نجات دهد، فقر برای او سرنوشت محتوم می شود و بدین سان فقیر در زندان سرنوشت محتوم خود گیر می ماند.

 ناتوانمندی انسان فقیر و نیز جامعه فقیر در عرصه سیاسی از  هر عرصه دیگر بیشتر و حادتر است، زیرا فقیران امکان مشارکت در فعالیت های سیاسی را، که لازمه ی آزادی های مدنی و سیاسی است، ندارند و مجبوراً از صحنه سیاست غایب می شوند. غیبت مردم از صحنه سیاست باعث استبداد سیاسی می شود. دموکراسی با حضور فعال و موثر و آگاهانه مردم به وجود می آید. بنابراین فقر ارتباط تنگاتنگی با استبداد دارد. در تحت سیطره نظام های استبدادی امکان نجات از فقر حتا کمتر نیز می شود؛ یعنی استبداد خود تشدید کننده فقر است.

حاکمان مستبد می دانند که وقتی جامعه از دغدغه روزمرّگی غذا و لباس رهایی یافتند خواستار توسعه و آزادی های مدنی و سیاسی می شوند و در نتیجه قدرت مطلقه آنان را به چالش مواجه می سازند. زمامداران مستبد جامعه را همیشه فقیر نگاه می دارند و حتا برای اینکه راه رهایی آنان را از همه سو ببندند آنان را از نعمت سواد و آگاهی نیز محروم می سازند تا در فقدان این توانمندی ها امکان رهایی از استبداد نیز برای آنان میسر نشود. اصل مهم در این جا است که جامعه آزاد و توسعه یافته تا حدود زیادی جامعه سیاسی نیز است و روند سیاسی شدن جامعه لازمه توسعه سیاسی است.

 وقتی جامعه سیاست را جدی گرفت عرصه را برای زمامداران و حاکمان مستبد نیز تنگ می سازد. این نکته را هم توجه کنیم که سیاست امکانات و زمینه های اقتصادی و رفاهی را نیز در انحصار خود دارد و یا حداقل آن را به طور انحصاری مدیریت می کند. پس جامعه ای که سیاست را جدی نگیرد چه بسا که از امکانات اقتصادی و رفاهی که در اختیار قدرت و سیاست است نیز بی بهره می شود. بنابراین میان توسعه سیاسی و برخورداری اقتصادی یک رابطه دو سویه وجود دارد که از یک سو برخورداری و توانمندی اقتصادی باعت توانمندی های سیاسی می شود و امکان مشارکت سیاسی را برای مردم بیشتر مساعد می سازد و از سوی دیگر مشارکت سیاسی و توانمندی های اساسی در توسعه اقتصادی و برخورداری متعادل جامعه از امکانات اقتصادی و رفاهی نیز موثر است.

 صفحه - 6  باید به مدیریت بحران در کشور پرداخت مصطفی همتی اصطلاح مدیریت بحران برای نخستين بار توسط رابرت مك فامارا (وزير دفاع حكومت كندي) به هنگام پيشامد امكان در گيري موشكي ميان امريكا و كوبا عنوان گرديد؛ وي گفته بود "ديگر چيزي به عنوان راهبرد معني ندارد ، بايد به مديريت بحران پرداخت ". مديريت بحران را مي توان فرايندي براي رويارويي با وضعيتي دشوار معرفی كرد كه همه برنامه ريزي ها، سازماندهي ها و كنترل هاي گروهي از عمليات با كنش و واكنش متقابل را بسيج نموده و براي تصميم گيري مناسب در اختيار مديراني كه بايد سريع ولي بدون شتابزدگي اقدام نمايند مي گذارد، مديريت بحران بيشتر در حوزه فعاليت هاي سياسي كار برد دارد و امروزه بیشتر در کشور های کاربرد پیدا کرده است که از طرح راهبرد ها به دلیل ناکامی های مکرر آن ها عاجز شده اند و غرق در بحران می باشد. مانند افغانستان که در هر لحظه و تدوین هر ستراتیژی شاهد باز شدن صحفه ای دیگری از بحران بوده است. بدون شک افغانستان از جمله معدود کشور های جهان است که سرا پا غرق در منجلاب بحران است و این در حالی است که در این کشور همه روزه یا در هر ماه یک طرح برای مهار بحران تدوین می شود اما جنانچه دیده می شود تا هنوز هیچکدام از این راهبرد ها و برنامه نتوانسته این بحران را مهار یا حد اقل کاهش بدهد بلکه بر عکس با تدوین هر راهبرد شاهد شدت گرفتن و مضاعف شدن بحران در کشور بوده ایم. ستراتیژی افزایش نیرو های خارجی برای مهار بحران ناامنی که بر عکس به افزایش ناامنی و تداوم بحران جنگ در کشور منتهی شد، ستراتیژی صلح و آشتی با طالبان که منجر به تقویت دوباره طالبان و گسترش حملات از سوی آنان گردید و غیره.

 با این حال معلوم می شود که ما عملا از مرحله طرح راهبرد بدون کدام بهره گیری گذشته ایم و باید در چنین شرایط تنها به مدیریت بحران های موجود در کشور فکر کنیم. بحث این نیست که عاملین این بحران کی ها بوده اند( خارجی ها یا داخلی ها؟) بلکه بحث این است که بحران در کشور وجود دارد و باید مهار یا خوب مدیریت شود. در مدیریت بحران چیزی که بیش از همه بدان تاکید می شود، حفظ خون سردي است؛ چیزی که هیچوقت در افغانستان لحاظ نشده است. گفته می شود با قرار گرفتن در برابر بحران بيشتر افراد كنترل خود را از دست داده ، و بد تر اينكه گناه آن را به گردن اين و آن مي اندازند. این در حالی است که يكي از هنر هاي رويا رويي پيروزمندانه با بحران اين است كه حس اعتماد به نفس اطرافيان را بالا برده و چنين نشان دهيم كه هر يك از ايشان در حل مساله سهم شايسته اي دارند. متاسفانه به هر دلیلی تا هنوز چنین فرایندی عقلایی در افغانستان ایجاد نشده و هر اقدامی که برای رویارویی با بحران صورت گرفته عجولانه و احساساتی بوده است. مثلا طرح افزایش عساکر خارجی از سوی مقامات در امریکا که چهار ماه قبل در واشنگتن تدوین شد بر اساس تحقیقات یک شبه یک جنرال انگلیسی ( مک کریستال) صورت گرفت و بدون اینکه اندیشه ای دقیق در مورد رابطه ناامنی ها و کمیت نیروهای خارجی وجود داشته باشد، طرح در معرض اجرا در آمد ودهها هزار عسکر جدید وارد افغانستان شد و به موازات ان ناامنی در کشور افزایش یافت. نكته ديگر اينكه موضوع را كمتر از آنچه هست دشوار و مهم جلوه دهيم ، خودمان را خون سرد نشان دهيم در حاليكه با تمام توان بدان سر گرميم و آن را جدی می گیریم. در جریان سالهای گذشته همواره دیده شده است که مدیران بحران (خارجی ها) علی رغم اینکه طالبان را یک گروه از هم پاشیده و ضعیف جلوه داده است، نتوانسته است خون سردی خود شان را در برخورد با این گروه حفظ داشته باشند. آنها با بزرگ جلوه دادن بحران در افغانستان همواره به اقداماتی دست زده اند که بر ضریب بحران ها در کشور افزوده است. مثلا با عملیات های کور و احساساتی شان ضمن اینکه خود شان را به کشتن داده اند، شماری زیادی از افراد بی گناه را نیز قربانی این عمل شان نموده اند و هیچ وقت از این اقدامات حساب ناشده دست نه برداشتند. مديريت بحران بطور عمده وظيفه اش تجزيه و تحليل رفتار، ديدگاهها، انگيزه ها، هدفها و تمهيدات انسانها و پاسخگويي مناسب و به موقع به آنها مي باشد . طرف مقابل را نبايدبه يكباره از دست داده و پلهاي مياني را شكست . گفته اي معروف است كه" دشمن را بصورت راهبردي دشمن بدان ولي از روي سياست به وي احترام بگذار". چیزی که در جریان سالهای گذشته وبرای کاهش بحران در کشور بدان توجه نشده است.

 صفحه -  7  مصاحبه با الحاج خدا داد عرفاني وكيل مردم ولايت غزني در شوراي ملي افغانستان

  سوال اول: استاد عرفاني! در مدت كه شما به عنوان وكيل مردم غزني در پارلمان بوده ايد، چه دست آورد هاي را داشته ايد ؟ بنام خداوند يكتا وبي همتا! و با تشكر از گرداننده گان و خوانندگان محترم ماهنامه پاتو و با درود وسلام خدمت مردم عزتمند جاغوري و لايت غزني. درطول مدت كه از طريق مردم در پارلمان راه پيدا كردم فكر مي كنم دست آوردهاي خوبي براي مردم خودم و  هزاره جات در مجموع داشته ام.

 1:- بعد از يك ماه جنجال بخواطر انتخاب ريس پارلمان آقاي عثماني كه به عنوان ريس موقت انتخاب شده بود، نتوانست كه ريس ولسي جرگه را انتخاب كند بعد از عثماني اينجانب را به حيث ريس موقت انتخاب نمودند كه به ياري خدا من توانستم در مدت يك ساعت ريس پارلمان رابخوبي انتخاب نمايم كه اين يك دست آورد عظيم براي مردم هزاره جات و بالخصوص مردم غزني و مردم جاغوري بود. كه ما توانستيم تاريخ آينده ي اقوام محروم كشور را رقم بزنم.

 2:- در زمانيكه به عنوان ولسوال در خدمت مردم قرار داشتم ضمن ساخت ساختماني ولسوالي جاغوري و چندين مورد ديگر، توانستم كه در آن مدت جاغوري را به حيث ولايت با آمدن هيات از 5 ارگان دولتي در جاغوري مطرح نموده و بعد از بررسي هيات ها بخوبي آنها جاغوري را به حيث ولايت بر گزيدند. و در مدت كه در پارلمان بودم زمزمه ها و صحبت هاي با جمع وكلاي غزني داشتم و تلاش بر اين بود كه پرونده از ارگانهاي محل به كابينه دولت منتقل شود.  از اينكه زمينه براي انتقال ان وجود نداشت. تا كنون اقدام لازم صورت نگرفته. در برابر ولايت شدن جاغوري ولايت شدن شنوار، و يكي از ولسوالي هاي بدخشان و جوزجان و پكتيا قرار دارد. و بنا است كه صحبت روي ولايت شدن جاغوري با تباني با وكلاي آن سه ولايت صورت گيرد و تا حال موضع واحد اتخاذ نگرديده.

 3- به تلاش هاي جمع از وكلاي مردم و شخص خودم توانسته ايم معاونت دوم پارلمان را براي مردم خود حفظ نماييم. از اينكه در دوره پانزدهم حتي نايب منشي از مردم ما نبود در اين دوره دو معاون از مردم ما انتخاب شد. و در دوره پانزدهم وزراي كه بايد با رأي مجلس انتخاب مي شد. انتخاب نشد در دوره شانزدهم ما توانستيم كه سه وزير را در كابينه دولت با راي بالا انتخاب نماييم. 4:- تلاشهاي زياد در ارتباط با راه اندازي سرك قره باغ جاغوري با تلاش جمع از وكلاي غزني رسما در بودجه دولت قرار گرفته شده كه اميدواريم در بهار سال 1392 رسما كار آن جريان پيدا كند و همچنين ميدان هوايي در غجور در سال 1391 كار آن از طريق وزارت ترانسپورت ،‌انكشاف دهات و فوايد عامه افتتاح گرديد.

 و همچنين راه اندازي بند برق كه سروي مقدماتي آن از طريق هيات ولسوالي جاغوري در منطقه بند ملا چراغ هوسه صورت گرفته است كه بعدا هيات رسمي از طريق وزارت برق اعزام خواهد شد. همچنان يك مقدار كمك را براي مردم ما كه دچار سيل زدگي گرديده بود از طرف كميته ضد حوادث با دو چرخ بال به جاغوري انتقال داديم. دورنمايي اوضاع منطقه و كشور را چگونه ارزيابي مي كنيد؟ مساله ي دلهرگي كه در رابطه با سال 2014 به وجود امده اضطراب براي مردم افغانستان پيش امده، بعد از بررسي كه اينجانب در رابطه داشتم براي مردم افغانستان اطمينان مي دهم كه مشكل به وجود نخواهد آمد. مردم با اميدواري تمام مشغول كار و كسب خود بوده و تلاشهاي خويش قسم گزشته در كارات و امورات معيشي و زندگي ادامه دهند. هيج گونه تزلزل و نگراني به خود راه ندهند. پيام تان براي مردم غزني چيست؟ پيام ما براي مردم ولايت غزني و ولسوالي جاغوري ايست كه : فرزندان شان به مكاتب و مراكز علمي كما في السابق اعزام دارند. و در بخش حفاظت از مكاتب تلاشهاي همه جانبه و لازمه خويش را داشته باشند  كه سرنوشت بعدي مردم بخون نشسته افغانستان بدست فرزندان و جوانان تحصل كرده شما رقم خواهد. و اين سرمايه عظيم بايد حفظ گردد. و تذكر ديگر اينكه  فرزندان شان را در اردو و پوليس ملي در آكادمي نظامي ملي شامل نمايند، تا از استقلاليت كشور حفاظت و امينت كشور تامين گردد.     والسلام.

صفحه -  7 مصاحبه با: عبدالاحد فرزام، رئیس دفتر ساحوی کمیسیون مستقل حقوق بشرافغانستان در زون بامیان مصاحبه کننده: فرهاد اخلاصی، مدیر مسئول ماهنامه پاتو

   س-  از نظر شما حقوق بشرچیست و کدام  حقوق، حقوق بشر گفته می شود؟

ج- با عرض سلام خدمت شما و تمامی خوانندگان محترم ماهنامه پاتو، خوشحالم که در خدمت شما و مردم شریف ونجیب ولسوالی جاغوری قرار دارم.  خدمت عرض شود که حقوق بشر مجموعه حقوقی است که هر فرد صرفاً به خاطر انسان بودن باید از آن برخوردار باشد و شامل فهرستی از حقوق ضروری برای برآوردن نیاز های اساسی انسان می باشد؛ حق حیات یا حق زندگی، حق کرامت انسانی، حق آزادی و امنیت شخصی، حق آزادی بیان، حق آزادی عقیده، حق آزادی گشت و گذار، حق کار، حق دسترسی به خدمات آموزشی، حق دسترسی به خدمات صحی، حق سطح مناسب زندگی( دسترسی به غذا، سرپناه، آب آشامیدنی صحی و..)، حق آزادی ازدواج وتشکیل خانواده، حق مشارکت در زندگی سیاسی(حق انتخاب کردن و انتخاب شدن)، حق آزادی تشکیل اجتماعات( نظیر راه اندازی تظاهراتها، اعتصابات و تجمعات عمومی)، حق مراحل قانونی( حق دسترسی به محکمه و ارگانهای عدلی وقضائی عادلانه و مستقل و دسترسی به اصول محاکمات عادلانه)، حق رهائی از شکنجه و رفتارهای تحقیرآمیز و غیر انسانی، حق تابعیت،  حق بر خورداری از بیمه های اجتماعی و ممنوعیت تبعیض در برخورداری از منابع و...ازمصادق حقوق بشر می باشند. براساس ماده چهارم قانون تشکیل، وظایف وصلاحیت های کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان، حقوق بشر به آن دسته از حقوقی گفته می شود که در قانون اساسی، اعلامیه ها، میثاقها، وسایر اسناد بین المللی حقوق بشر که افغانستان به رعایت و تطبیق آنها متعهد است، تسجیل گردیده است.دسترسی مساوی و عادلانه به بیمه ها، تامینات و خدماتی که دولت ارائه میدارد نیز از جمله حقوق بشری افراد محسوب می شود. این تعریف تا حدی زیادی مصادیق حقوق بشر در افغانستان را نیز مشخص کرده است.

 س-  اگر اندکی توضیح بدهید که جایگاه حقوق بشر در قانون اساسی افغانستان چگونه است و آیا حقوقی را که شما نام گرفتید در قانون اساسی نیز آمده است؟

 ج- بلی، به صورت خیلی عالی و بی سابقه قانون اساسی افغانستان حقوق بشری شهروندان افغانستان را به رسمیت شناخته و تضمین نموده است. فصل دوم قانون اساسی که شامل 38 اصل کلی می شود، به حقوق اساسی شهروندان افغانستان اختصاص یافته و بنیادی ترین حقوق بشری شهروندان در آن تسجیل گردیده است. یعنی تمامی حقوقی که یادآور شدم، در این فصل رسمیت یافته و جزو حقوق بشری وشهروندی مردم افغانستان تلقی می شود. علاوه بر آن در ماده 22 قانون اساسی اصل برابری شهروندان، خصوصا ً برابری زن و مرد را تضمین نموده و هرگونه تبعیض بین اتبارع افغانستان راممنوع قرار داده است. به همین ترتیب به موجب ماده هفتم قانونی اساسی، دولت مکلف به رعایت " منشور ملل متحد، معاهدات بین الدول، میثاق های بین المللی که افغانستان به آن ملحق شده واعلامیه جهانی حقوق بشر" گردیده است. براساس مواد متذکرۀ قانون اساسی، دولت افغانستان مکلف به رعایت و تطبیق موازین حقوق بشر و آن عده میثاق های بین المللی شده که به آن ملحق گردیده است. بدون تردید در راس این میثاق ها، اسناد بین المللی حقوق بشر قرار دارد. تسجیل موازین حقوق بشر در قانون اساسی، گام مهمی در راستای تضمین قانونیِ حقوق بشر در تاریخ افغانستان است. زیرا بدون تضمین قانونی، حقوق بشر رعایت و تامین نمی شود و تضمین قانونی حقوق بشر از زمره مهمترین پیشرط های حرمت نهادن به آن است. س- اسناد بین المللی حقوق بشر کدام ها اند؟ و دولت افغانستان در قبال این اسناد چه تعهداتی دارد؟ ج- مهمترین اسناد بین المللی حقوق بشر عبارت از اعلامیه جهانی حقوق بشر، اعلامیه اسلامی حقوق بشر، میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، میثاق بین المللی.

 صفحه - 8   منع شکنجه و رفتارهای ظالمانه و تحقیر آمیز، میثاق بین المللی منع هرنوع تبعیض علیه زنان، میثاق بین المللی منع تبعیض نژادی، میثاق بین المللی حقوق اشخاص دارای معلولیت و... می باشد. دولت افغانستان علاوه بر منشور سازمان ملل متحد و اسناد پیش گفته،  تا کنون، به  8 میثاق بین المللی حقوق بشر وپروتو کولهای اختیاری آن و 5 میثاق بین المللی مرتبط با حقوق بشر پیوسته و ملحق شده است. به موجب اصول مندرج در این کنوانسیون ها، تمامی دولت های که به این میثاق ها ملحق می شوند و عضویت می گیرند، مکلف به رعایت مفاد مندرج در آن هستند و باید در داخل کشور های خود آنرا رعایت کنند. چنانچه ماده دوم کنوانسیون حقوق مدنی و سیاسی مقرر می دارد که " دولت های طرف این میثاق متعهد می شوند و مکلف هستند که حقوق شناخته شده در این میثاق را در باره کلیه افراد مقیم در قلمرو  وتابع حاکمیت شان بدون هیچ گونه تمایزی از قبیل نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب، عقیده سیاسی و سایر تعلقات، محترم شمرده و تضمین بکنند. از این ماده استنباط می شود که میثاق های بین المللی فوق به تک تک دولت ها تکلیف می کند که در جهت نیل به تحقق کامل حقوق مندرج در این معاهدات اقدام نمایند. یعنی دولتها باید قدمهای فوری، آگاهانه، عینی و هدفمند برای تحقق این حقوق بردارند. دولت افغانستان به عنوان یکی از اعضای این معاهدات متعهد و مکلف به رعایت و تحقق تمامی حقوق مندرج در میثاقهای است که به آن پیوسته و ملحق شده است. با توجه همین تعهدات،

 ماده ششم(6) قانون اساسی افغانستان مقرر داشته است که؛ " دولت به ایجاد یک جامعه مرفه و مترقی براساس عدالت اجتماعی، حفظ کرامت انسانی، حمایت حقوق بشر، تحقق دموکراسی، تامین وحدت ملی، برابری بین همه ی اقوام وقبایل وانکشاف متوازن در همه ی مناطق کشور، مکلف می باشد. س- آیا افغانستان و سایر کشورهای اسلامی در تدوین و تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر نقش و سهم داشته اند؟ ج- با مطالعاتی که من در زمینه حقوق بشر داشته ام، به این نتیجه رسیده ام که حقوق بشر یک  ارزش جهان شمول است و حقوق بنادین بشر به عنوان یک ارزش اخلاقی و سیاسی، سابقه بسیار طولانی در تاریخ بشر دارد و مبانی و ریشه های حقوق بشر را می توان در فرهنگ ها وادیان مختلف جهان پیدا کرد. در آموزه های دینی ما  نیز مفاهم اخلاقی مهمی وجود دارند که می توانند حقوق بشر را حمایت کنند و حتی جزو مصادق حقوق بشر باشند.

 دین مقدس اسلام از جمله ادیانی است که در اساس گزاری و بنیان گزاری قواعد حقوق بشر نقش برجسته دارد. زیرا دین مقدس اسلام نیز همین حقوق بنیادین را برای فرد فرد انسان قایل است و حقوق بشر ریشه در آموزه های دینی واخلاقیات دینی ما دارد. همین ارزشها و حقوق بنیادین و جهانشمول که در فرهنگ ها وادیان مختلف جهان پذیرفتنی بوده، در اعلامیه جهانی حقوق بشر گرد آوری شدهو به صورت قواعد ظابطه مند و الزام آور در آمده است. تمامی فرهنگها، کشورها و ملت ها در تدوین اعلامیه جهانی حقوق بشر نقش و سهم خود را داشته اند.

اعلامیه جهانی حقوق بشر در دهم دسامبر سال 1948 به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسیده و دولت افغانستان و تعداد زیادی از کشورهای اسلامی در تدوین، تصویب و اعلام این سند نقش داشته اند. از جمله دولت افغانستان از تصویب کنندگان این اعلامیه بوده و به آن رای مثبت داده است. س- کمیسیون مستقل حقوق بشر، یک ارگان داخلی است ویا کدام رابطه ای با سازمان ملل متحد هم دارد؟ ج- خدمت شما عرض شود که کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان یک نهاد ملی است که بر مبنای ماده 58 قانون اساسی افغانستان تاسیس گردیده و در چاچوب ساختار دولت جمهوری اسلامی افغانستان، به طور مستقلانه و در محدودۀ قوانین نافذه کشور فعالیت می نماید.

 کمیسیون مستقل حقوق بشرافغانستان به عنوان یک نهاد ملی حقوق بشر، به تاریخ 16/3/1381 براساس توافقنامه بن وفرمان رئیس جمهور افغانستان، آغاز بکار کرد. با تصویب قانون اساسی وتسجیل ماده 58 درآن، مبنای محکم قانونی یافت و به صورت رسمی تاسیس گردید.براساس ماده 58 قانون اساسی دولت به منظور نظارت بر رعایت حقوق بشر در افغانستان و بهبود و حمایت از آن، کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان را تاسیس کرده است. بنابر این کمیسیون یک نهاد ملی است و با سازمان ملل متحد وسایر نهادهای بین المللی مدافع حقوق بشر رابطه سازمانی ندارد. بلکه می تواند در محدودۀ قانون با نهادهای بین المللی مدافع حقوق بشر همکاری داشته باشد. همچنان باید یاد آور شد که کمیسیون مستقل حقوق بشرافغانستان به عنوان یک نهاد ملی، در انجام فعالیتهای خویش احکام قانون اساسی، قانون تشکیل، وظایف وصلاحیت های کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان وسایرقوانین نافذه کشور را ملاک عمل خود قرار می دهد. و در چارچوب قوانین نافذه افغانستان فعالیت می نماید. س- اهداف کمیسیون چیست و از چه صلاحیت های برخوردار می باشد؟

   صفحه - 9 ج- کمیسیون مستقل حقوق بشرافغانستان برای تحقق پنج هدف کلی و بنیادی تاسیس شده است؛ نظارت بر رعایت حقوق بشر، تعمیم و حمایت از حقوق بشر، نظارت  بر وضعیت و چگونگی  دسترسی افراد به حقوق و آزادی های بشری، بررسی و تحقیق در مورد قضایای نقض حقوق بشر و اتخاذ تدابیر به منظور بهبود وضعیت حقوق بشر و توسعه حقوق بشر در افغانستان، از اهداف پنجگانه کمیسیون می باشد. به صورت کلی می توان نتیجه گرفت که کمیسیون مستقل حقوق بشرافغانستان برای تحقق سه هدف کلی که در ماده 58 قانون اساسی نیز آمده است، فعالیت می کند که عبارت از نظارت از حقوق بشر، توسعه و انکشاف حقوق بشر و حمایت از حقوق بشر وقربانیان نقض حقوق بشر می باشد. در مورد صلاحیت های قانونی کمیسیون مستقل حقوق بشرافغانستان باید گفت که جهت تنظیم فعالیت های این نهاد، در سال 1384 قانونی بنام قانون تشکیل، وظایف و صلاحیت های کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان تصویب شد و این قانون نافذ است. در ماده 21 این قانون، 35 صلاحیت و وظیفه عمده و کلی برای کمیسیون پیش بینی شده است که در این جا مجال یاد آوری تمامی آنها نیست.

 اما من صرفا چند مورد عمده آنرا تذکر می دهم؛  نظارت بر وضعیت حقوق بشر در تمام کشور، نظارت از تطبیق احکام قانون اساسی وسایر قوانین نافذه، نظارت از اجرائات وعملکرد نهادهای دولتی، نهادهای عدلی وقضائی وحتی موسسات ملی و بین المللی، بررسی، مستند سازی و تحقیق در مورد قضایای نقض حقوق بشر، جمع آوری اسناد، مدارک، شواهد و معلومات در مورد قضایای نقض حقوق بشر، بازدید از محلات سلب آزادی، طرح و تطبیق برنامه های آموزش حقوق بشر وآگاهی دهی به مردم در مورد حقوق بشر، ارجاع قضایای نقض حقوق بشر به مراجع رسمی ذیربط و ذی صلاح و غیره از عمده ترین صلاحیت های قانونی کمیسیون مستقل حقوق بشراست که در ماده متذکره آمده است.

 س- آیا کمیسیون حقوق بشر صلاحیت رسیدگی و مستند سازی قضایای جزائی و حقوقی نقض حقوق بشر را دارد؟

 ج-  دقیقاً، یکی از صلاحیت های عمده کمیسیون همین نکته است. این صلاحیت چنانکه اشاره کردم در ماده 21 نیز آمده است و علاوه بر آن، ماده 23 قانون تشکیل، وظایف و صلاحیت های کمیسیون مستقل حقوق بشرافغانستان، به کمیسیون در زمینه رسیدگی به قضایای جزائی و حقوقیِ که نقض حقوق بشر باشد، صلاحیت خاص و ویژه داده است. به موجب این ماده کمیسیون صلاحیت دارد تمام شکایات واصله را بررسی نماید، این شکایات را تحلیل وارزیابی کند و در مورد این شکایات و قضایا اسناد، مدارک وشواهد لازم جمعی آوری نماید ودر صورت نیاز شکایات واصله راجهت رسیدگی عادلانه به مراجع مسئول ارجاع بدهد تا از حقوق قربانی حمایت لازم صورت گیرد و حقوق قربانی اعاده شود. در ضمن باید یاد آور شد که کمیسیون صلاحیت دارد در جریان رسیدگی قضایای نقض حقوق بشر از تمامی مراجع مربوطه اسناد، مدارک وشواهد مطالبه نماید. و برعکس هیچ نهادی نمی تواند کمیسیون را مجبور به افشا ونشر اسناد مربوط به قضایای نقض حقوق بشر بکند.

 بدین لحاظ تمامی شکایات و اسنادی که در کمیسیون جمع آوری می گردد،  کاملا محفوظ و محرم می ماند. بنابر این کمیسیون در امر رسیدگی و پیگیری قضایای نقض حقوق بشر از صلاحیت قانونیِ کافی و خاص برخوردار می باشد.   س- دفتر ساحوی کمسیون حقوق بشر در بامیان که شما ریاست آنرا به عهده دارید، کدام ساحات مناطق مرکزی را تحت پوشش دارد و چه وقت تاسیس شده است؟ ج- دفتر ساحوی کمیسیون مستقل حقوق بشرافغانستان در بامیان، یک دفترساحوی در سطح زون است و علاوه بر تمام ساحات ولایت بامیان، دو ولسوالی از ولایت پروان( ولسوالی های شیخ علی و سرخ پارسا)، سه ولسوالی از ولایت میدان وردک( ولسوالی های حصه اول بهسود، حصه دوم بهسود و دای میرداد) و سه ولسوالی از ولایت غزنی( ولسوالی های جاغوری، مالستان و ناهور) را تحت پوشش دارد و در تمام این ساحات فعالیت می کند. این دفتر تمام مناطق مرکزی به استثنای ولایت دایکندی را تحت پوشش کاری خود دارد.

 دفتر در مرکز ولایت بامیان موقعیت دارد و تمام ساحات دیگر را از طریق سفرهای کاری ماهوار تحت پوشش می گیرد. دفتر ساحوی بامیان در اواخر سال 1381 تاسیس شده است و حدود ده سال است که در مناطق مرکزی فعالیت می نماید. س-  نظر شما در مورد مجازات مجرمین و حاکمیت قانون چیست؟ مجازات مجرمین چه تاثیراتی بر وضعیت حقوق بشر دارد؟ ج- کمیسیون حقوق بشر همیشه خواهان خاتمه یافتن فرهنگ معافیت بوده و خواهان مجازات جنایت کاران از طریق محکمه عادلانه و منصفانه می باشد. کمیسیون از ارگانهای امنیتی، عدلی و قضائی متوقع است تا طبق قوانین نافذه کشور با مجرمین برخورد جدی وقاطعانه نموده و از قانون گریزی و معافیت جنایت کاران از مجازات جلوگیری نمایند.

   صفحه - 11  یکی از وظایف عمده کمیسیون نظارت بر روند کاری ادارات پولیس، سارنوالی ها و محاکم است تا مجرمین به ناحق عفو نشوند و برائت داده نشوند. بناء کمیسیون خواهان تعقیب عدلی دو سیه های مجرمین است. می خواهم دوباره تاکید کنم که رسیدگی عادلانه به جرایم، نظیر جرایم اخلاقی و مجازات مرتکبین آن از طریق مجاری قانونی، متضمن حفظ اخلاق عمومی و نظم اجتماعی و حفظ حقوق تمام افراد جامعه است. باارتکاب هر جرمی، حقی سلب یا محدود می گردد، نظم عمومی واخلاق عمومی جامعه خدشه دار می شود. کمیسیون خواهان مجازات عادلانۀ تمامی افرادی است که مرتکب جرایم اخلاقی و سایر اعمال مجرمانه می شوند، اما در عین حال کمیسیون می خواهد که مطابق اصول قانونی اساسی تمامی متهمینِ به اعمال مجرمانه با برخورداری از تمامی حقوق مسلم بشری وقانونی خود از مجاری قانونی مورد تعقیب عدلی قرار گرفته و پس از صدور حکم محکمه با صلاحیت و قانونی مجازات شوند. وخودسرانه مجازات نشود. کته مهمی را که نباید فراموش کنیم اینست که متهمین و زندانیان به موجب قوانین نافذه کشور، ازیک سلسله حقوق بشری وانسانی برخوردار اند، نظیر حق دسترسی به محکمه قانونی، مستقل و ذیصلاح، حق داشتن وکیل مدافع، حق تفهیم اتهام، حق رهائی از شکنجه و رفتارهای ظالمانه و تحقیر آمیز، حق رهائی از توقیف خودسرانه و غیره حقوقی که در قوانین نافذه پیش بینی شده است. این حقوق نباید از هیچ متهمی سلب گردد. و تمامی متهمین باید از این حقوق برخودار باشد. حمایت از حقوق متهمین به معنی حمایت از مجرمین نیست. باید این دو نکته مهم از هم تفکیک شود.

س- از نظر قوانین مجازات خودسرانه چیست؟ لطفا ً یک مقدار در مورد مجازات خود سرانه توضیح بدهید.

 ج- خدمت شما عرض شود کهبراساس اصول قانون اساسی رسیدگی به قضایای جزائی و مجازات محکومین در حیطۀ صلاحیت نهادهای ذی صلاح دولتی است. چنانکه ماده 134 قانون اساسی افغانستان مراحل رسیدگی به قضایای جزائی و نهادهای با صلاحیت در مراحل متعدد آنرا به صورت واضح مشخص کرده است؛ " کشف جرایم، توسط پولیس و تحقیق جرایم واقامه دعوا علیه متهم در محکمه، از جانب سارنوالی مطابق احکام قانون صورت می گیرد." رسیدگی به تمام دعاوی، خصوصاً قضایای جزائی واصدار حکم در مورد آن به موجب ماده 121 و 122 قانون اساسی افغانستان از صلاحیت انحصاری قوه قضائیه( محاکم) بوده و رسیدگی به هرگونه قضیه ای توسط مراجع غیر رسمی و خارج از چارچوب قوه قضائیه خلاف اصول قانون اساسی می باشد. بنا ً به موجب ماده 27 قانون اساسی،"هیچ شخصی را نمی توان تعقیب، گرفتار، ویا توقیف نمود مگر بر طبق احکام قانون. و هیچ شخص را نمی توان مجازات نمود مگر به حکم محکمۀ با صلاحیت و مطابق به احکام قانونی که قبل از ارتکاب فعل مورد اتهام، انفاذ گردیده باشد."

  بناً دسترسی به محکمه عادلانه، مستقل و قانونی حق هر انسانی است که اتهامی به او نسبت داده می شود و رسیدگی به دعاوی، خصوصا ً دعاوی جزائی و تعقیب، محاکمه و مجازات متهمین خارج از دایرۀ صلاحیت ارگانهای قضائی، کاملا خلاف قانون اساسی، سایر قوانین نافذه و اسناد بین المللی حقوق بشر بوده و مصداق روشن نقض حقوق بشر و اعمال مجرمانه است. اگر چنانکه گروهی ویا فرد وافرادی بجای ارگانهای پیش گفتۀ ذی صلاح قانونی، دست به مجازات فردیبزند، این عمل آنها مصداق مجازات خودسرانه و محاکمه صحرانی است.

آنان هم در مقام پولیس،هم در مقام  سارنوالی و هم در مقام محکمه نشسته و و ظایف پولیس، سارنوالی و محکمه را یکجا انجام داده و به صورت غیر قانونی و خودسرانه شخصی را مجازات نموده است. با توجه به اصول و قواعد پیش گفتۀ قانونی، رسیدگی به قضایای جزائی به این صورت و مجازات افراد به این گونه، محاکمه صحرائی و مجازات خودسرانه بوده و خلاف قانون اساسی وسایر قوانین نافذه می باشد. اگر مجازات خودسرانه ترویج شود و اشاعه پیدا کند، حقوق هیچ فردی مصئون نمی ماند. آن زمان هر فرد قدرتمند و با نفوذ می تواند ضعیف ترین، بی دفاع ترین و مظلوم ترین افراد جامعه  را به بهانه های غیر موجه مجازات کند. با حاکمیت قانون  وتعقیب عدلی و مجازات مجرمین از مجاری قانونی، حقوق تمام افراد جامعه محفوظ و تضمین می گردد و بر هیچ فردی ظلم روا داشته نمی شود و حق هیچ فردی ضایع نمی گردد. به همین دلیل است که حاکمیت قانون یکی از پیشرط های اساسی رعایت حقوق بشر تلقی می شود.

 س- تشکر از اشتراک شما در این مصاحبه، اگر در اخیر کدام حرفی داشته باشید، در خدمت هستیم.

 ج- تشکر از شما که با همه مشکلات و نارسائی ها، همچنان تلاش می کنید و به نشر آگاهی در درون جامعه از طریق ماهنامه خواندنی"پاتو" می پردازید. سپاسگزارشما هستیم. تلاش شما قابل قدر و قابل ستایش است. من از طریق شما از مردم شریف ولسوالی جاغوری تقاضا می کنم که با کمیسیون مستقل حقوق بشرافغانستان در راستای تامین عدالت و حقوق بشر همکاری بکنندتا با فعالیت های پیگیر، مستمر و هماهنگ، یک جامعه عاری از خشونت، نقض حقوق بشر و بی عدالتی داشته باشیم وشعار "همۀ حقوق بشر برای همه" تحقق پیدا بکند و تمام افراد جامعه ما از همۀ حقوق انسانی و بشری خود برخوردار باشند.

 صفحه -  12 رئیس جمهورکرزی واستراتژی های غرب درافغانستان:    محمد باقر رويش  

   بعد از واقعه یازدهم سبتامبر در آمریکا مبارزه سیاسی در تمام دنیا بخصوص در افغانستان و غرب شکل جدید را بخود گرفت. اما تاثیرات ان در داخل کشور بر علاوه اینکه بعضی از ارزش های نهفته در درون جامعه افغانی را تحت الشعاع قرار می دادند. دست آوردهای را نیز به همراه داشت. و ان عبارت ازهم پاشیدن نظام سیاسی طالبان و گردهم آمدن جنبش های متخاصم و ماجراجوهای بنام مجاهد پس ازموافقه بن برای تشکیل یک دولت مرکزی فراقومی بود که در رأس این دولت جدیدالتأ سیس فراقومی رئیس جمهور کرزی قرار داشت. از طرف دیگر شهروندان  محروم و زجر دیده و خسته از جنگ سالها انتظار یک  چنین روز های را می کشیدند که زندگی شان با صلح امنیت و عدالت سپری شوند. و درعین حال حضور فعال نظامی و سیاسی غرب به منظور جنگ علیه تروریزم و کمک به توده های محروم زجر دیده ازجنگ پهلوانان ارزش زدا و انسان کوش قرن 21 اکثریت شهروندان را برای بهتر زیستن در آینده ها نیز هم خوش بین نموده بود.

 اما بعد از گذشت چندین سال از عمر این حاکمیت همه این ارمانهاها و خواستها که اکثریت شهروندان این وطن ارزوی تحقق انرا داشتند نه تنها که تحقق نپذیرفت بلکه از طرف گرداننده گان نظام آلوده به فساد و بی کفایت رئیس جمهور کرزی نفی و کتمان شد. که علت اساسی فاصله ایجاد شده و عدم همکاری شهروندان بادولت و چالش های فراروی دولت برگرفته شده از عدم مسؤلیت پذیری دولت درقبال سرنوشت توده های قربانی شده ي  جنگ وخشونت فئودال های ساسی و بازی نمودن سیاست دوگانه ای قدرت های غربی در مورد افغانستان و بالابالارفتن ضریب فساد بیش از حد در درون  نظام سیاسی رئیس جمهور کرزی  بود. که همه این چالش ها را می توان یک بعد قضیه در داخیل کشور حساب کرد. اما بعد دیگری ان در این مقطع حساس زمانی داشتن نظارت و کنترول از جانب کشورهای قدرتمند غربی بر جغرافیای سیاسی و اقتصادی کشورهای منطقه و شرق دور است.و راز نهفته در اين ماجراهم بیشتر اقتصادی است.بناءً برعلاوه    قضیه توریزم در افغانستان چالشهای بزرگ وعمده که مانع تطبق پلانها و استراتژیهای کشورهای قدرتمند غربي بخصوص آمریکا در شرق محسوب می شوند همانا قدرت روز افزون اقتصادی، سیاسی و نظامی بعض از کشورهای شرقی مانند چین، هند، روس و تعداد از کشورهای منطقه است. و کشور افغانستان از لحاظ پل ارتباطی بین کشورهای اسیای میانه وشبه قاره هند از یک سو و بین چین و کشورهای خاور میانه ازسوی دیگر به لحاظ موقعیت بی نظیر جغرافیائی و سوق الجیشی که دارند برای تطبيق استراتژیهای کشورهای قدرتمند غربی بخصوص آمریکا برای اینکه توازن قدرت اقتصادی، سیاسی و نظامی را در شرق بهم بزنند یک کشور مهم است.

 پس به همین لحاظ برای مقابله با اینگونه چالشها و چانه زنیها باید حضور فعال سیاسی و نظامی اش را در افغانستان حفظ نمایند. و طبل و صدای شعاردموکراسی و ایدولوژی لیبرال هم چیزی جزاین نیست که از بعد اعتقادی می کوشند تا راه را برای رسیدن به اهداف استراتژیک در شرق هموارسازند. اما در میان این چانه زنیهای سیاسی غرب، هم صدا شدن رئیس جمهور با کشورهای قدرتمند غربی ازیک سو حساسیت برانگیز برای کشورهای مستقل شرقی بخصوص جمهوری به اصطلاح اسلامی و از سوی دیگر این هم صدا شدن سبب ایجاد فاصله ای اکثر اقوام سنت گرای پشتون از رئیس جمهور کرزی گردیده است.و از جوانب دیگر رئیس جمهور ازیک طرف از مجبوبیت دولتش به نسبت رعایت      نکردن عدالت اجتماعی و توزیع نا عادلانه ای واحدهای اداری در میان اقوام مختلف وتنظیم های سیاسی وجهادی در هراس اند و از طرف دیگرغرب برای رسیدن به هدفهای خود درشرق نیاز به حضور فعال سیاسی و نظامی دراز مدت دریک منطقه ای استراتژیک در شرق دارند تا بتوانند به اسرع وقت خطرهای احتمالی که متوجه نظام سیاسی و اقتصادی اش می شوند نابود سازند.

 بناءً افغانستان جای مناسب است برای مقابله با اینگونه چالشها که فراروی قدرت های غربی بخصوص آمریکا قرار دارند. و مبارزه ای قدرت های غربی بایک چنین خطرهای احتمالی در آینده ها توسط بعضی از کشورهای شرقی که مانع حضور دراز مدت سیاسی و نظامی اش درشرق می شوند منوط به داشتن یک پایکاهی نظامی ومرکز اقتصادی دریک منطق ای استراتژیک درقلب این کشورها است و به همین لحاظ راضی نگهداشتن توده ها درافغانستان برای حضور دراز مدت اش  برای قدرت های غربی بخصوص امریکا یک امری حیاتی و ضروری پنداشته می شود .

پس  تحت این فشارهای دو جانبه آخرین تلاشهای رئیس جمهور برای بقا وحیات سیاسی شخصی خودش و دولتش این خواهد بود که هم غربیها و هم اکثریت اقوام ناراضی پشتون را با دادن امتیازهای بیشتر به گرد یک محور برای هدف خاصی جمع نمایند. که ازانجمله می توان ازکانا لیزه کردن کمک های جامعه جهانی برای مناطق جنوب را نامبرده و درعین حال تا سیس پروسه صلح برای شامل سازی تمام جامعه پشتون، درقدرت سیاسی را نیز نمی توان نادیده گرفت    محمد باقر رويش: مسؤل انجمن گفتگو با جوان و معلم در ليسه هاي بابه

  صفحه -  13 اظهار درد دل :  الحاج مدير محمد ابراهيم داودي

 « بخواطر افشا ساختن معامله گريهاي بعض از اشخاص خودخواه و سود جو در موارد مختلف با استناد به آزادي قلم و بيان منحيث درد دل اشعار زير سروده شده است:- يا رسول الله ببين اين حقه بازي تا بكي در شريعت يا الهي جعل سازي تا بكي حيله و نيرنگ باشد ، شغل مرد بيوفا جاي صد افسوس كاين نيرنگ نوازي تابكي چون دخالت ناروا باشد بكار ديگران بيهوده در كارهر كس دست درازي تابكي پارت و جنبه گشته رايج بين هر قوم و تبار بي سبب بي فايده اين جنبه بازي تا بكي كار حق و راستي افتاده است از مود روز شكوه مي بايد نمود از حق گريزي تا بكي برخي هم از نوجوانان پيرو دين مسيح ياكه ترياكي شده اين بي تميزي تا بكي گر همي خواهي كه باشي رستگار دو جهان ساز قلبت را مصّفا كينه توزي تا بكي يا الهي بين كشور امنيت كن برقرار گشته ملت در بدر اين خون ريزي تا بكي عده اي خود خواه وهم يك عده باشد خود پسند بي جهت توهين به هركس جست وخيزي تا بكي داودي زاين ماجرا باشي هميشه خون جگر چون زدستت هيج نايد اشك ريزي تا بكي.

 هدفم از نوشتن اين اشعار انتقادي از يك شخص يا يك قشر نبوه باعرض معزرت قابل يادآوري مي دانم كه نا امني، انارشستي، موجوديت فساد اداري، ايجاد پرابلم و بي ثباتي بواسطه گروپ هاي ماجراجو، اختطاف اطفال بي گناه، و غيره وغيره به نسبت كشورهاي همسايه نه تنها بهبودي نيافته كه اگر اشتباه نكرده باشم، مزيد و مضاعف و تيزتر گرديده  است.  لهذا اين نوشته بطور حكايت و ضمنا شكايت تحت عنوان اظهار درد دل روي واقعيت عيني تحرير يافت. در صورتي كه عاري از اغراض و متوجه يك شخص نمي باشد، مورد تنقيد قرار گرفته و نويسنده را محكوم نمايند دور از انصاف و قضاوت عادلانه خواهد بود.

 حلقه ي بي طرف، مستضعف و اشخاص واقعبين نظريات نويسنده را نه تنها تاييد، بلكه از آن حمايه و پشتباني نيز خواهد نمود. از آنجاييكه اصلاحات فردي زير بناء و تهداب اصلاحات جامعه قرار دارد، بنا براين بهتر است هر فرد اصلاحات را شخصا از خود آغاز نمايد و از اينكه همواره خواهان منافع شخصي خويش مي باشيم چه بهتر تا منافع ديگران را هم در نظر گرفته و طالب بهبودي و رفاهيت حياتي هم وطنان مسلمان خود نيز باشيم. تا عدالت اجتماعي تأمين و گامي بسوي ترقي و تعالي كشور برداشته شده و يك زندگي مرفه بخواست خداوند پاك به همگان ميسر خواهد شد.

 بخواطر بي امنيتي نگران كننده ، افغانستان فعلا شكل مريض شديد را بخود گرفته كه هم به دعا و هم به دوا نيازمند مي باشد و دعاي مفيد برايش آن است كه ملت در مجموع بعد از اصلاحات واقعي و ترحم بحال خود وهمديگر به دربار الهي استغفار و تمناي آرامي بايد نمايد و تداوي مؤثر بلاترديد عدم مداخله و تحريكات ممالك همجوار مي باشد و بس.

از جانب ديگر ملت رنج ديده افغان به انعطاف و همكاري قواي ثلاثه دولت كه از بين مردم و از افراد و جامعه تشكيل يافته شديدا نياز مند مي باشد تا به دادخواهي و مشكلات شان دلسوزانه رسيدگي صورت گيرد. و روا دار نشوند تا طبقه ي محروم به اثر كم توجهي زمامداران و دولت محروم تر گردد. هرگاه قدرت مندان قواي سه گانه را مكلفيت وظيفوي دارند بحال بينوايان و بي بضاعت ملت توجه بيشتر از خود نشان دهند وظيفه هم نوعي و بشر دوستي خود ها را بدرستي انجام و رضايت خلق الله را كه وابسته به رضايت الهي مي باشد حاصل و نام نيكو و موفقيت دو جهاني را نيز نصيب خواهد شد. شاعر دانشمند تاييد كرده كه: نظر كردن به درويشان منافي از بزرگي نيست كه سلمان باچنان هشمت نظرها داشت با مورش.

صفحه - 14

... ...
نوشته شده توسط مدیریت بخش پاطو - اخلاصی | لینک ثابت |

آخرین مطالب پایگاه اطلاع رسانی جاغوری :
  • » جاغوری یک به محل جدید اثاث کشی کرد 91/11/06
  • لازم به یاد آوری است :
    پایگاه اطلاع رسانی جاغوری تمام حقوق مربوط و متعلق به این سایت را برای خود محفوظ میدارد، باز نشر مطالب و عکس های که در جاغوری یک اپلود شده بدون ذکر منبع و یا حذف منبع جاغوری یک مجاز نیست . ضمنآ مسئولیت محتوای مطالب به عهده نویسندگان ان میباشد
    جاغوری یک به خانه جدید اساس کشی نموده و برای رفتن به خانه جدید به این ادرسwww.jaghori1.com مراحعه نماید
    ... ...

    jaghori1.com. Designer: موج سوم